مرتضى مطهرى
528
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
فكر مىكردند كه انسان كه مىميرد با مردنش روحش كه ملاك شخصيت اوست معدوم مىشود بعد خداوند روح معدوم شده را از نو ايجاد مىكند . و بعضى از متكلمين لا اقل در باب جسم چنين عقيدهاى داشتهاند ؛ مىگفتند عالم قبل از قيامت يك بار نيست مطلق مىشود و بعد خداوند دوباره عالم را از نو ايجاد مىكند . اينها از آياتى كه در باب نفخ صور آمده است و يا از آيهء « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ » و نظاير اين آيات چنين استنباط كردهاند كه معنى « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ » اين است كه اشياء واقعا معدوم مىشوند و بعد خداوند يك بار ديگر از نو عين آن اشياء را موجود مىكند . فلاسفه جواب مىدهند كه اصل اين برداشت شما غلط است . نه روح انسان معدوم مىشود و نه جسم انسان ، و نه معنى اين آيات اين است كه عالم معدوم مىشود ، بعد از آنكه معدوم شد دوباره از نو موجود مىشود . آنچه كه در باب عالم و در باب همهء اشياء رسيده است مردن همهء اشياء است و زنده شدن آنها ، كه خود آن مردن و زنده شدن هم باز مردن از يك درجهاى و زنده شدن به درجهء ديگر است « 1 » .
--> ( 1 ) اينكه در درس پيش فرموديد لفظ « معاد » در قرآن نيست ، چرا در قرآن هست آنجا كه مىفرمايد : « اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ » . استاد : مطلبى كه من عرض كردم اين بود كه كلمه « معاد » در قرآن نيست و حتى تعبيرش هم به آن معنا كه غالبا متكلمين يا عوام مسألهء معاد را تصور مىكنند - يعنى عود ارواح به اجسام - در قرآن نيست . تصور متكلمين يا عوام از مسألهء معاد اغلب همان عود ارواح به اجسام است . اگر بگوييم معاد را چرا معاد مىگويند ، جواب مىدهند : « به اعتبار اينكه روحها به بدنها عود مىكند » . گفتيم در قرآن تعبير « عود » هست اما نه به معناى عود روح به بدن ، بلكه به معناى عود انسان به سوى خدا ، بازگرداندن انسان به سوى خدا ، رجوع انسان به خداوند : اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ( روم / 11 ) . إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى ( علق / 8 ) . يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ ، كَلَّا لا وَزَرَ ، إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ( قيامت / 10 - 12 ) وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى ( نجم / 42 ) إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها ( نازعات / 44 ) إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ( بقره / 156 ) . - آيا اين هم در معنا همان نمىشود ؟ استاد : خير ، معناى اين خيلى متفاوت است با آن عود ارواح به اجسام كه متكلمين مىگويند . آنها تأويل مىكنند . آنهايى كه معناى رجوع به پروردگار را نمىتوانند خوب تصور كنند اين آيات را تأويل مىكنند ، مىگويند مجازا گفته شده است « رجوع به پروردگار » ، رجوع به پروردگار كه معنى ندارد ؛ از باب اينكه يك روزى مىآيد و در آن